تبليغاتX
language=JavaScript>JavaScript Codes عشق و تنهایی

**امان از تنهائی**

غمی در دلم.پا میکوبدا...چونان کودکی دلتنگ سینه مادر را

...و من میدانم که حسی در دلم. گم شده و آن غم نا شناخته

لعنتی جایش را . با حضور خود پر کرده است ا- هیچ کس اینجا

نیست؟...تنهایم...تنها... فریاد میزنم:کمک و تنها طنین صدای

خود را میشوم که بسان باد سرد دی. در رگهای تنم. می پیچد

...شولای غم رگهایم را به آتش میکشد . شعله ور میشوم

و این سوختن غریبانه را هیچ کس جز دلم شاهد نیست...ا

آه...بگذریم : باید گذشت که اگر نگذری . باید بهای سنگین

جا ماندن را . با گشتن ذره ذره روحت بپردازی ا-و آن گاه . تو

می مانی و وجودی که حتی یک قطره عشق نیز با خود ندارد..ااا

 

 

نوشته شده توسط Nazi در 87/05/22 ساعت 2:5 قبل از ظهر | لینک ثابت |

 

 گناهي ندارم... 

 

گناهی ندارم ولی قسمت اینه

که چشای کورم به راهت بشینه

برای دل من واسه جسم خستم

منی که غرورو تو چشمات شکستم

سر از کار چشمات کسی در نیاورد

که هر کی تو رو خواست یه روزی بد آورد

برای دل من واسه جسم خستم

منی که غرورو تو چشمات شکستم

واسه من که برعکس کار زمونه

یکی نیست که قدر دلم رو بدونه

گناهی ندارم ولی قسمت اینه

که چشمای کورم به راهت بشینه

هنوز هم زمعصون به یادت بهاره

تو قلبم کسی جز تو جایی نداره

صدای دلم ساز ناسازگاره

سکوتم به جز تو صدایی نداره

تو خواب و خیالم همش فکر اینم

که دستاتو باز هم تو دستام ببینم

ولی حیف از این خواب پریدم که باز هم

با چشمای کورم به راهت بشینم

سر از کار چشمات کسی در نیاورد

که هر کی تو رو خواست یه روزی بد آورد

برای دل من واسه جسم خستم

منی که غرورو تو چشمات شکستم

 

((محسن یگانه))

 

نوشته شده توسط Nazi در 87/05/01 ساعت 7:48 بعد از ظهر | لینک ثابت

 

فروردین

بوسه های شما تند و سریع و بسیار پرحرارت هستند که نشانگر حس شهوتران و لذت طلب شماست، اما این احساس داغ و سوزان خیلی زود فروکش می کند.

اردیبهشت

بوسه های شما با تعلل صورت می گیرد اما بوسه هایی ژرف و با احساس هستند که پی در پی می آیند و می آیند و...

خرداد

بوسه های شما با فوران خنده، لبخند و مسخره بازی قطع می شود.

تیر

بوسه های شما گرم و لطیف است، و دوست دارید تا ابد به آن ادامه دهید...

مرداد

بوسه های شما وحشی و پراحساس، همراه با چنگ زدن و گاز گرفتن است. هیچگاه موقع بوسیدن از بروز احساسات خود جلوگیری نمی کنید و دوست دارید دیگران شما را به این خاطر تشویق کنند.

شهریور

بوسه های شما بسیار دقیق، ظریف و ماهرانه است و معشوقتان زمانی متوجه آن می شود که شما کارتان را تمام کرده اید.

مهر

آنقدر نگران وضعیت تنفستان هستید که نمی توانید خوب به بوسیدنتان بپردازید.

آبان

شما خیلی زود از بوسیدن می گذرید و به سراغ......

آذر

بوسه های شما غافلگیر کننده و خود به خودی هستند و باعث می شود معشوقتان بیشتر و بیشتر طلب کند.

دی

بوسه های شما لحظه ی خلاص شدن و آزادی از استرسی است که در طول روز اسیرتان کرده است.

بهمن

بوسه های شما خیس و با کثیف کاری همراه است و هنگام بوسیدن چشمانتان را باز نگاه می دارید!

اسفند

بوسه های شما رویایی، خیال انگیز، عاشقانه و ابدی است.

 

aaman

 

نوشته شده توسط Nazi در 87/04/26 ساعت 6:12 بعد از ظهر | لینک ثابت |

 

دوستت دارم

 

 

دوستت دارم چون تنها ترین فکر تنهایی منی

دوستت دارم چون زیباترین لحظات زندگی منی

دوستت دارم چون زیباترین رویای خواب منی

دوستت دارم چون زیباترین خاطرات منی

دوستت دارم چون به یک نگاه،عشق منی

 

نوشته شده توسط Nazi در 87/04/09 ساعت 12:10 بعد از ظهر | لینک ثابت |

 

 

  M.z.M

TO  ESHGHAMI

 

فقط مال منی خودتم میدونی.

 

 

M.z.M

 

 

نوشته شده توسط Nazi در 87/04/02 ساعت 11:8 بعد از ظهر | لینک ثابت |

عشق يعني مستي و ديوان            

   عشق يعني با جهان بيگانگي

      عشق يعني شب نخفتن تا سحر

          عشق يعني سجده ها با چشم تر
 
               عشق يعني سر به دار آويختن

                    عشق يعني اشک حسرت ريختن

                         عشق يعني در جهان رسوا شدن

                             عشق يعني مست و بي پروا شدن

                                  عشق يعني سوختن يا ساختن

                                       عشق يعني زندگي را باختن   

                                           عشق يعني انتظار و انتظار

                                      عشق يعني هرچه بيني عکس يار

                                عشق يعني ديده بر در دوخت

                          عشق يعني در فراقش سوختن

                     عشق يعني لحظه هاي التهاب

                  عشق يعني لحظه هاي ناب ناب   

           عشق يعني سوز ني ، آه شبان            

       عشق يعني معني رنگين کمان

   عشق يعني شاعري دل سوخته
 
 عشق يعني آتشي افروخته

    عشق يعني با گلي گفتن سخن

        عشق يعني خون لاله بر چمن

            عشق يعني شعله بر خرمن زدن

                عشق يعني رسم دل بر هم زدن

                     عشق يعني يک تيمّم، يک نماز

                          عشق يعني عالمي راز و نياز

                              عشق يعني با پرستو پر زدن

                                  عشق يعني آب بر آذر زدن

                                     عشق يعني چو*احسان پا به راه
 
                                        عشق يعني همچو يوسف قعر چاه

                                           عشق يعني بيستون کندن به دست

                                               عشق يعني زاهد اما بُـت پرست

                                                    عشق يعني همچو من شيدا شدن

                                                       عشق يعني قطره و دريا شدن

                                                   عشق يعني يک شقايق غرق خون

                                              عشق يعني درد و محنت در درون

                                      عشق يعني يک تبلور يک سرود
 
                                عشق يعني يک سلام و يک درود

نوشته شده توسط Nazi در 87/03/07 ساعت 11:22 قبل از ظهر | لینک ثابت |

aaman

 

 

کجا بــودي وقتي برات شکستـم             يخ زده بود شـاخه گُلم تو دستـــم

کجــا بـودي وقتــي غريبــي و درد           داشت مـن تنها رو ديوونه ميـــکـرد

کجــا بودي وقتي کنـار عکســـات            شبا نشستم به هواي چشمـــات

کجا بــودي ببيني مــن ميســـوزم            عيــن چشــات سيـاهه رنـگ روزم

ســـرزنشــــاي مردمـــو شنيـــدم            هــر چــي که باورت نميشه ديـدم

کنـــايه هــاشونــو به جون خريدم            نبــود ستــاره ام شبـا گريه چيـدم

کجا بودي وقتي اشکــام ميريخت           خون جاي گريه از چشام ميـريخت

کجـــا بودي وقتـــي آبـــروم مـــرد           امــا به خـاطر چشات قسم خـورد

کجـــا بودي وقتي که پرپر شـــدم           سوختم و از غمت خاکستر شدم

                               خنده واسه هميشه از لبـام رفت

                          رسيدن از مرمر رويــاهـــــام رفت

 

aaman

نوشته شده توسط Nazi در 87/02/24 ساعت 10:9 قبل از ظهر | لینک ثابت |

دوست معمولي هيچگاه نميتواند گريه تورا ببيند.
دوست واقعي شانه هايش از گريه تو تر خواهد بود.
دوست معمولي اسم کوچک والدين تو را نميداند.
دوست واقعي شايد تلفن آنها را جايي نوشته باشد.
دوست معمولي يک جعبه شکلات براي مهماني تو ميآورد.
دوست واقعي زودتر به کمک تو مي آيد و تا دير وقت براي تميز کردن ميماند.
دوست معمولي از دير تماس گرفتن تو دلگير و ناراحت ميشود.
دوست واقعي ميپرسد چرا نتوانستي زودتر تماس بگيري؟
دوست معمولي دوست دارد به مشکلات تو گوش کند.
دوست واقعي سعي در حل آنها ميکند.
دوست معمولي مانند يک مهمان عمل ميکندو منتظر ميماند تا از او پذيرايي کني.
دوست واقعي به سوي يخچال رفته و از خود پذيرايي ميکند.
دوست معمولي مي پندارد که دوستي شما بعد از يک مرافعه تمام مي شود.
دوست واقعي ميداند که بعد از يک مرافعه دوستي محکمتر ميشود.
دوست واقعي کسي است که وقتي همه تو را ترک کرده اند با تو مي ماند
 
 

نوشته شده توسط Nazi در 87/01/22 ساعت 9:15 بعد از ظهر | لینک ثابت |

وقتی عاشق می شویم به نظر می رسد مغز ما طبیعی فعالیت نمی کند . کف دستانمان عرق می کند ، نفسهایمان بند می آید ، به درستی نمی توانیم فکر کنیم و احساسی شبیه به اینکه پروانه ای در دلمان پر میزند به مادست می دهد. با این همه این احساس شگفت انگیز است . جرقه آن می تواند با چیزی به سادگی دیدن چشم ها ، لمس کردن دست ها،شنیدن موسیقی یا خواندن کتابی به وجود آید.

عامل ایجاد این تحریک، مولکول کوچکی موسوم به فنیل اتیل آمین است.این مولکول همراه با دوپامین و نوراپی نفرین میتواند یک حس نا معلوم ولی شادی آفرینی را که منجر به علاقه سیر ناپذیری می شود ایجاد کند.ولی متاسفانه در اینجا محدودیت هایی به خاطر برخی بمباران انتقال دهنده های عصبی ناشی از برخی پاسخ دهنده های کسل کننده وجود دارد.

فنیل اتیل آمین ماده ای شیمیایی طبیعی شبیه آمفتامین و دوپامین است که تجربه عالی عشق را برای ما فراهم می کند.

چیزی که توصیف عشق را مشکل می کند تلنگرهای اولیه آن در قشر جلوی مغزاست که انسان را قادر می سازد لذت بودن با شخصی خاص را ، حتی اگر تا آن زمان بک بار بیشتر او را ملاقات نکرده باشد ، برای خود پیش بینی کند. اگر این تلنگرها به اندازه کافی قوی باشند به آن ((حافظه آینده)) گویند که درگیر پاسخ به جنگ و گریزهای قدیمی قسمت جلوی مغز و مسئول رفتارهای ناخواسته ای چون لکنت زبان، عیاشی،لودگی و خنده های بلند به لطیفه های دیگران خواهد بود.اندورفینها که ساختاری شبیه به مرفین دارند بیشتر به ماده ای که می تواند در انسان احساس خوشی و شعف ایجاد کند شناخته شده اند. این مواد به عشاق ، آرامش مشابهی می بخشد ولی نه در همان لحظات اول.

اندورفینها در مراحل اولیه جذب با تحریک تک یاخته های خاصی در مغز میانی به شکل کاتالیزگر عمل کرده و آمفتامین های طبیعی قوی یعنی دوپامین و فنیل اتیل آمین را تحریک می کنند .آنها با فرمانهای خود در مغز فکر و خیال ها را طراحی می کنند ، هر فکرو خیالی را !!!!

نوشته شده توسط Nazi در 87/01/19 ساعت 11:0 بعد از ظهر | لینک ثابت |

 

 از استاد دینی پرسیدند عشق چیست؟ گفت:حرام است .
از استاد هندسه پرسیدند عشق چیست؟ گفت:نقطه ای که حول
نقطه ی قلب جوان میگردد .
از استاد تاریخ پرسیدن عشق چیست؟ گفت:سقوط سلسله ی قلب
جوان .
از استاد زبان پرسیدند عشق چیست؟ گفت:همپای
love است .
از استاد
ادبیات پرسیدند عشق چیست؟ گفت : محبت الهیات است .
از استاد علوم پرسیدند عشق
چیست؟ گفت : عشق تنها عنصری هست که بدون اکسیژن می سوزد .
از استاد ریاضی
پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عددی هست که هرگز تنها نیست .
از استاد فیزیک
پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آدم رباتی هست که قلب را به سوی خود می کشد .
از استاد انشا پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها موضوعی است که می توان توصیفش
کرد .
از استاد قرآن پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آیه ای است که در هیچ سوره
ای وجود ندارد .
از استاد ورزش پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها توپی هست که
هرگز اوت نمی شود .
از استاد زبان فارسی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها کلمه
ای هست که ماضی و مضارع ندارد .
از استاد زیست پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها
میکروبی هست که از راه چشم وارد می شود .
از استاد شیمی پرسیدند عشق چیست؟ گفت
:عشق تنها اسیدی هست که درون قلب اثر می گذارد.
از خودم پرسیدم عشق چیست؟گفتم
…………………….
دوست دارم تا اخرین نفس عزیزم

 

نوشته شده توسط Nazi در 87/01/19 ساعت 10:53 بعد از ظهر | لینک ثابت |

 

عشق ،واژه اي پيچيده و پر رمز و راز است . عشق آغازي است بي پايان ، وجه تمايز انسان از موجودات است حتي از فرشتگان .ا
از عشقي مي گويم كه با خلقت انسان متولد شد و تا مرگ آخرين قلب ، پاك باقي مي ماند . عشقي مانا و پايدار . بعضي ها عشق را به آب حيات و يا آتش تعبير كرده اند ، اما عشق قابل تعريف نيست ، چون نه از معقوله عقل است و نه از معقوله احساس . عرفا عشق را اساس همه چيز مي دانند و در تعريف عشق سخن بسيار گفته اند اما واقعيت اين است كه ما آنچه از عشق مي فهميم همين كشش هاي حسي و ظاهري است و عشق آن گونه كه عرفان مطرح است به فهم ما در نمي آيد و لذا حرف آخر اين است كه هيچ كس عشق را نمي تواند بشناسد مگر وارد اين وادي شود ، و اگر به مرحله ظهور برسد ، آن وقت مي توان قدر لحظه هاي عاشقي را دانست ، عاشق شد و عاشق ماند و قداست عشق را همين بس كه مي تواند به وجود آورنده قلب هاي پاك ديگر شود و اين راز و رمز و اين حكايت زيبا را بارها و بارها بوجود آورد و تجديد كند و اگر اين چنين شود در درون رودخانه قرار گرفته كه بي اختيار به ذرياي مواج عاشقي سرازير ميشود و اين امواج او راتا بيكرانه هستي هدايت مي كند ، بالا مي بردو به اوج مي رساند ، تا آنجا كه همين هويت زيبا و به ياد ماندني در جهاني ديگر ، ناجي انسان مي شود . شكوه بودن را به تماشا مي گذارد و لحظه هاي زيبايي مي آفريند و شايد اين رمز عشق است و قداست عشق ، پس اگر توانستي اين حركث اصيل را بيافريني و آغازگر يك راه بي پايان شوي ، اگر حس مي كني قادر هسثي قطره اي باشي در اقيانوس بيكران ، به اين وادي و سرزمين گمشده قدم بگذار تا اسرار و عجايب شهر گمشده عشق را ببين و آن وقت به شكوه راز خلقت احترام بگذار و سجده اي بر آستان حق كه خالق ثمام زيبايي هاست ، به جاي آور و در نهايت اين عشق است كه انسان را به
آ فتاب بدل مي كند
آنان كه لاف بيشتري از وفا زدند پيش از شروع حادثه در عشق جا زدند
 

نوشته شده توسط Nazi در 87/01/16 ساعت 4:50 بعد از ظهر | لینک ثابت |

سلام
 

خواستم نظر شما رو در مورد عشق بدونم

به نظر شما عشق چیه؟

عشق واقعیت داره؟

یا عشق دروغه؟

به نظر من گاهی واقعیت داره گاهی دروغه

حالا نظر شما چیه؟

نوشته شده توسط Nazi در 87/01/15 ساعت 9:49 قبل از ظهر | لینک ثابت |

عشق یعنی حسرت شبهای گرم
عسق یعنی یاد یک رویای نرم
عشق یعنی یک بیابان خاطره
عشق یعنی چهار دیوار بدون پنجره
عشق یعنی گفتنی با گوش کر
عشق یعنب دیدنی با چشم کور
عشق یعنی تا ابد بی سرنوشت
عشق یعنی آخر خط بهشت

عشق یعنی گم شدن در لخظه‌ها
عشق یعنی آبی بی انتها
عشق یعنی یک سوال بی جواب
عشق یعنی راه رفتن توی خواب

 

نوشته شده توسط Nazi در 87/01/15 ساعت 9:41 قبل از ظهر | لینک ثابت |

 

پرواز می‌کردند

میان آسمان آبی

برفراز آب‌های جاری و دشت‌ها

برفراز نگاه‌های حسرت بار رو به آسمان

برفراز دست‌های خالی

نوشته شده توسط Nazi در 87/01/13 ساعت 4:6 بعد از ظهر | لینک ثابت |

 

 

نوشته شده توسط Nazi در 87/01/13 ساعت 3:59 بعد از ظهر | لینک ثابت |

 

قابل توجه پسرا ویه کمی هم دخترا


آهای پسرا با شمام
آره با خود خود شماهام
شمایی که حالا دیگه واسه خودتون مردی شدید
می دونید من کیم
منم همون دختر بچه ای ام که دوست شما بود
همونی که یه وقتی همبازی کودکی های شما بود
وقتی بچه بودیم خیلی خوب با هم بازی می کردیم
اما الان فقط همدیگه رو به بازی می گیریم
شماها الان بزرگ شدید و ما هم همینطور
دیگه واسه خودمون کسی شدیم
اما اون روزا چی؟
هیچ وقت بهشون فکر کردیم؟
وقتی که سر یه اسباب بازی اشک همدیگه رو درمیاوردیم
بعد توی یه چشم به هم زدن آشتی می کردیم
اون روزا وقتی دعوامون می شد و تنها می شدیم
واسه اینکه دله همدیگه رو به دست بیاریم چقدر منت کشی می کردیم
ولی هرگز یادم نمی یاد که به روی همدیگه آورده باشیم
اون روزا هر چی داشتیم با هم قسمت می کردیم
چقدر آسون واسه هم دلتنگ می شدیم، اشک می ریختیم، آشتی می کردیم
اما حالا چی؟
هیچ فکر کردیم که داریم با همدیگه چه کار می کنیم؟
ما حتی نمی دونیم با خومون داریم چه کار می کنیم
به گمونم توی دوران جوونی خودمون رو گم کردیم
خودمون هم نمی دونیم داریم دنبال چی می گردیم
تو رو خدا بیاید یه کم فکر کنیم
آره همین الان
از جوونیم چی می خوایم؟
از دوستامون چی می خوایم؟
می دونید فرق الان با بچگیامون چی
فرقش اینه که الان دنیا پر از همبازی
اگه دوستمون یا همبازیمون توی بازی زندگی ترکمون کنه یا ما اون رو ترک کنیم
خیالمون راحته که تنها نمی مونیم و می ریم دنبال یکی دیگه
شایدم دلامون اونقدر بزرگ شده که هر کسی یا هر چیزی توی اون جا می شه
ولی ای کاش قلبمون مثل بچه گیامون کوچیک کوچیک بود تا فقط یکی توش جا می شد
اما مثل اینکه هیچ فایده ای نداره
هیچ کسی حتی وقت فکر کردن به این چیزها روهم نداره
دلای همدیگه رو آسون می شکنیم و می ریم دنبال کار خودمون
و اصلاً به این فکر نمی کنیم که اشک هزار تا دل شکسته دنبال زندگیمونه
آره بخند، بقول شماها اینا همش حرفه
اما وقتی یه روزی توی زندگی یه جایی افتادیم توی چاه بفهمیم که واسه چی بوده
رسم زندگی و زمونه همینه
هیچ کاری گم نمی شه
یعنی هر کاری که بکنی یه روزی برمی گرده و می یاد یقیه خودمون رو می گیره
دیر یا زودش مهم نیست
می دونید به چی فکر می کنم
به اینکه بیایم تصمیم بگیریم
هر کسی دل ما رو شکسته از ته ته قلب ببخشیمش اگرم نتونستیم به خاطر این ماه عزیز ماه رمضان ماه مهمانی خدا سعی کنیم
و سعی کنیم دل هر کسی رو که شکستیم پیداش کنیم
 و ازش بخوایم که ما رو ببخشه
اگه دوست داریم که قلبامون آروم بگیره
اگه دوست داریم که زندگیمون از این آشفتگی دربیاد و سامون بگیره
پس باید یه کاری واسه خودمون و دلمون بکنیم
البته یه کم باید عجله کنیم
چون شاید همین امروزم واسه خیلی کارها دیر شده باشه
چون خیلی زود عمرمون تموم می شه و دیگه هیچ کاری از دستمون برنمی یاد.

     فعلا تا بعد

نوشته شده توسط Nazi در 87/01/13 ساعت 1:30 قبل از ظهر | لینک ثابت |

معنای عشق

 

گفتی که به احترام دل باران باش

باران شدمو و به روی گل باریدم

گفتی که ببوس روی نیلوفر را

از عشق تو گونه های او بوسیدم

گفتی که ستاره شو دلی روشن کن

من هم چو گل ستاره ها تابیدم

بر یاسمن نگاه تو پیچیدم

گفتی که باری لحظه ای دریا شو

دریا شدم و تو را به ساحل دیدم

گفتی که بیاو لحظه ای مجنون باش

مجنون شدم و ز دوریت نالیدم

گفتی که شکوفه کن به فصل پائیز

گل دادم و با ترنمت روئیدم

گفتی که بیا واز وفایت بگذر

از لهجه ی  بی وفائیت رنجیدم

گفتم که بهانه ات برایم کافیست

معنای لطیف عشق را فهمیدم

نوشته شده توسط Nazi در 86/12/28 ساعت 11:39 قبل از ظهر | لینک ثابت |

عشق پریشون

نوشته شده توسط Nazi در 86/12/13 ساعت 0:4 قبل از ظهر | لینک ثابت |

 دخــــــــــتر ایــــــــــرونی یعنی...گل

   دخــــــــــتر ایــــــــــرونی یعنی...هنرمند

      دخــــــــــتر ایــــــــــرونی یعنی...متین

         دخــــــــــتر ایــــــــــرونی یعنی...کدبانو

            دخــــــــــتر ایــــــــــرونی یعنی...مهربون

              دخــــــــــتر ایــــــــــرونی یعنی...با وقار

                  دخــــــــــتر ایــــــــــرونی یعنی...با جذبه

                     دخــــــــــتر ایــــــــــرونی یعنی...عاشق!

                          دخــــــــــتر ایــــــــــرونی یعنی...عفیف

دخــــــــــتر ایــــــــــرونی یعنی...بـــــــــــــــهترین !!!!!

                                   پس

                            همیشه

                                              بــــــــــــهترین

                                                                      باشید !

 

دخـــــــتر ایـــــــرونی

نوشته شده توسط Nazi در 86/12/13 ساعت 0:3 قبل از ظهر | لینک ثابت |

 

 

 

 

بگذار گریه کنم .................نه برای تو.................... برای عشقی که مرده است بگذار گریه کنم .................نه برای تو..................برای صداقت که کمرنگ شده است بگذار گریه کنم .................نه برای تو ...................برای غمها که یکنواخت شده است بگذار گریه کنم .................نه برای تو....................برای آرزوها که از بین رفته اند بگذار گریه کنم ................نه برای تو....................برای محبت ها که ساکت شده اند بگذار گریه کنم .................نه برای تو....................برای آدمیان

 

نوشته شده توسط Nazi در 86/12/12 ساعت 11:57 بعد از ظهر | لینک ثابت |

 

معنای عشق

 

گفتی که به احترام دل باران باش

باران شدمو و به روی گل باریدم

گفتی که ببوس روی نیلوفر را

از عشق تو گونه های او بوسیدم

گفتی که ستاره شو دلی روشن کن

من هم چو گل ستاره ها تابیدم

بر یاسمن نگاه تو پیچیدم

گفتی که باری لحظه ای دریا شو

دریا شدم و تو را به ساحل دیدم

گفتی که بیاو لحظه ای مجنون باش

مجنون شدم و ز دوریت نالیدم

گفتی که شکوفه کن به فصل پائیز

گل دادم و با ترنمت روئیدم

گفتی که بیا واز وفایت بگذر

از لهجه ی  بی وفائیت رنجیدم

گفتم که بهانه ات برایم کافیست

معنای لطیف عشق را فهمیدم

نوشته شده توسط Nazi در 86/12/12 ساعت 11:54 بعد از ظهر | لینک ثابت |

عشق                                      بيداد    من

باختن                  يعني                    لحظه                 عشق

جان                          سرزمين             يعني                        يعني

زندگي                                 پاک من عشق                              ليلي و

قمار                                                                                    مجنون

در                         عشق يعنی ...         شدن

ساختن                                                                                  عشق

دل                                    عشق يعنی ...                               يعني

كلبه                                          صفا                              وامق و

يعني                                                                 عذرا

عشق                                                           شدن

  من                                                عشق

 فرداي                                يعني

  كودك                        مسجد

  يعني             الاقصي

عشق  من

 

عشق                                     آميختن                                   افروختن

يعني                                  به هم          عشق                                سوختن

چشمهاي                      يكجا                    يعني                       كردن

پر ز                 و غم                            دردهاي             گريه

خون/ درد                                                   بيشمار

 

  عشق                                 من

    يعني                           الاسرار

    كلبه                  مخزن

    اسرار   يعني

     عشق

 

 

 

نوشته شده توسط Nazi در 86/12/12 ساعت 11:53 بعد از ظهر | لینک ثابت |

خاطر روی زیبای تو بود

                                   که نگاهم به روی هیچ کس خیره نماند

به خاطر دستان پر مهر و گرم تو بود

                                 که دست هیچ کس را در هم نفشردم

به خاطر حرفهای عاشقانه تو بود

                                   که حرفهای هیچ کس را باورنداشتم

به خاطر دل پاک تو بود

                                    که پاکی باران را درک نکردم

به خاطر عشق بی ریای تو بود

                                     که عشق هیچ کس را بی ریا ندانستم

به خاطر صدای دلنشین تو بود

                                   که حتی صدای هزار نی روی دلم ننشست
و به خاطر خود تو بود

 
                                      فقط به خاطر تو
 
 
 
من ديگه خسته شدم بس كه چشام بارونيه
                         بس دلم تا كي فضاي غصه رو مهمونيه
من ديگه بسه برام تحمل اين همه غم
                        بسه جنگ بي ثمر براي هر زياد و كم
وقتي فايده اي نداره غصه خوردن واسه چي
                       واسه عشقايه تو خالي ساده مردن واسه چي
نمي خوام چوب حراجي رو به قلبم بزنم
                      نمي خوام گناه بي عشقي بيفته گردنم
نمي خوام در به در پيچ و خم اين جاده شم
                     واسه آتيش همه يه هيزم آماده شم
با يه موجود كم و خالي پر افاده شم
                    وايسا دنيا وايسا دنيا من مي خوام پياده شم
همه حرف خوب مي زنن اما كي خوبه اين وسط
                   بد و خوبش به شما ما كه رسيديم ته خط
قربونت برم خدا چقدر غريبي رو زمين
                  آره دنيا نخواستيم دل و با خودت نبين
اين همه چرخيدي و چرخوندي آخرش چي شد
                  اون بليط شانس دائم بگو قسمت كي شد
همه درويش همه عارف جاي عاشق پس كجاست
 
 
 
دوست خوبم اگه من از شما یه نظر بخوام در مورد وبلاگم به من چی میگی؟؟؟
 
نظرت چیه؟؟
 
میدونی کجا باید نظر بدی؟؟؟
 

نوشته شده توسط Nazi در 86/12/12 ساعت 7:58 بعد از ظهر | لینک ثابت |

 
ع ش ق
 
یه حقیقت
یه حکایت
یه ترانه واسه گفتن جراحت
یه بهانه واسه خوندن
یا یه خواهش واسه خوندن
یه بهاربود یه الهه
شایدم عشق وتمناوگلایه
یه امید بود یه نصیحت
شایدم   یه حسرت پرازشکایت
یه عبادتی برام بود
مثل گریه تو چشام بود
شده بود خاتون شعرای قشنگم
شده بود یه آرزو برای تنهایی شب های بی رنگم